آشپز باشي
يعني محاله مامانم بخواد آشپزي كنه من كمكش نكنم اصلا تو وجود من نيست كه مامانم دست تنها اينهمه زحمت بكشه!
براي همين تا مامانم شروع به اشپزي ميكنه منم ميگم:" مه "
يعني هم ،يعني كه من هم بزنم ،يعني كه بريد كنار پارسا اومده و شما ميتونيد همه كارها رو به پارسا بسپريد!
مواد لازم رو مخلوط ميكنيم

ببينيم كه كامل پخته شده يا نه؟

بله خوب پخته شده ،ديگه تقريبا كار تموم شده!

جدي ميگم كار تموم شده،باور كن مامان !

اوه ،اوه مثل اينكه باورش براشون سخته من ديگه كارمو تموم ميكنم چون ديگه مامان كمي داره عصباني ميشه!

حواس من پرت شد يادم رفت بگم ،مواد كه آماده شد بريزيد توي اينها !
همين ديگه من رفتم

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



آشپز باشي
